forumbig

محسن اسدی

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 4.42 (18 Votes)

DSC00132 e

 

 

 


1- لطفا خودتان را معرفی کنید:

 


من محسن اسدی، متولد اول مهر 1357 ، و شهر زیبا و دوست داشتنی خمین هستم و یک نام مستعار هم دارم که میثم است. در حال حاضر دانشجوی فوق لیسانس هستم که هنوز دفاع نکردم و هر روز به تاخیر می افتد. و نمی دونم باید چه کارش کنم [باخنده] . لیسانس را هم پیام نور گرفتم. و فوق لیسانس را در دانشگاه آزاد که هر دوی آن در شهر اراک می باشد. و در ضمن متاهل هستم و یک دختر کوچک 7.5 ماهه به نام تارا دارم.


2- چطور سر از رشته حسابرسی درآورید؟


من ورودی سال 76 بودم که البته دیپلم ریاضی فیزیک دارم و از بخت و اقبال حسابداری قبول شدم. ترم اول هم حقیقتا می خواستم انصراف بدم چون رشته مورد علاقه من نبود و من علاقه زیادی به مهندسی مکانیک داشتم. الان هم اگر روزی فرصت شود حتما آن را بصورت موازی ادامه می دهم. اما شرایط به گونه دیگری پیشرفت. در همان ترم اول معدلم بالای 18 شد ولی با این حال دو دل بودم. نتایج تحقیقاتم از دوستان و افرادی که با این حرفه آشنایی داشتند مرا به این جمع بندی رساند که رشته خوبی است و (البته این فکر اون موقع بود و الان می گویم عالی است) و به هر حال اینگونه پیش رفت.


3- ورودتان به بازار کار چگونه بود؟


سال 76 وارد دانشگاه شدم و از 77 مشغول به کار گشتم. دانشگاه البته اراک بود ولی من خودم تهران بود. آن زمان رفتم، کارخانه قهرمان ، که کارش تولید شیرآلات ساختمانی بود و در واحد اداری البته با رویکردهای مالی استخدام شدم. از سال 79 هم پس از آشنایی با یکی از دوستان، کار حسابداری را آغاز نمودم و به ترتیب در شرکت راویان نور، کاریز مهر، بیمارستان فجر (خدمت سربازی)، 4% کاله ، شیشه ایمن شمال، پروژه بانک جهانی در وزارت مسکن و موسسه حسابرسی و خدمات مدیریت دانشگا محاسب ادامه دادم. روز به روز علاقه ام بیشتر می شد و تا الان هم ایستادگی کرده ام . به خیلی ها هم توصیه کرده ام که بیایند به این رشته که اپیدمی هم در فامیل ایجاد شده است که بیایند و حسابداری بخوانند.


4- اگر به گذشته بر می گشتید از همین حسابداری دوباره ادامه می دادید؟


بله، قطعا با همه علاقه ام به رشته مکانیک، اگر به گذشته بر می گشتم حتما حسابداری را انتخاب می کردم.


5- نحوه آشنایی شما با آزموده کاران چگونه بود؟


در موسسه قبلی که کار می کردم ، که موسسه خوبی هم بود و مدیران فوق العاده ای داشت مانند آزموده کاران، بعد از 5/6 سال دوست داشتم در فضای گسترده تری کار کنم. بعد از پرس و جو، و اطلاع رسانی به موسسه قبلی، از طریق خانم ها احمدی و خداوردی و یک دوست مشترک به آزموده کاران آمدم دقیقا در 5 مهر ماه 1391 با آقای بختیاری عزیز قرار مصاحبه داشتم که همان روز هم قرار شد از ابتدای آبان در خدمت موسسه باشم.


6- ایده آل شما در این حرفه چیست؟


خیلی دوست دارم CPA آمریکا بشوم. البته کشورهای خوب دیگر مثل انگلستان ، ولز، استرالیا و یا کاناداها هم از لحاظ حرفه ای خوب هستند و علاقه زیادی به مدارک بین المللی این ونه دارم. البته برای آن تلاش آنچنانی نکردم [باخنده].

DSC00267 e


7- من شما را همیشه خنده رو می بینم، موضوع این روحیه عالی چیست؟


[باخنده] این موضوع ژنتیکی است. پدرم فوق العاده خنده رو است و هیچ کس او را نمی بیند که نخندد و همیشه افراد مختلف از کودک تا بزرگ همه جذب این علاقه و خنده می شوند من هم احتمالا به ایشان رفتم و دخترم هم همینطور است. من هم تابحال ضرری که ندیدم و سعی می کنم همیشه همینطوری باشم.


8- تجربه کار کردن با شما چگونه است؟


این رو باید از همکاران پرسید یک دسته راضی هستند و یک دسته ناراضی ! و شاید خوششان نیاید.


9- رویه اداره کردن تیم شما به چه صورت است؟


من به هیچ کس حرف زور نمی زنم و دوست دارم همکارانم راحت باشد. هر کس هر سئوالی دارد، می پرسد و سعی می کنم نتیجه لازم را ایجاد کنم. من همیشه هم به همکارانم می گویم که خودتان را درگیر این تیک های حسابرسی نکنید. دیدتان باید باز باشد. در نهایت دوست دارم نتیجه لازم حاصل شود. و دوست دارم علیرغم همه گرفتاریها در تمام پروژه ها را مرور کنیم ضمن اینکه تقریبا به تمام بچه ها اعتماد دارم و اگثرا پاسخ اعتماد من را داده اند.


10- چه موقع کجاها سخت گیری می کنید؟


جایی که مطالبی را به کسی بگویم و توقع ایجاد شود که درست انجام دهد، سخت گیری می کنم اونقدر که ممکن است بارها او را ببرم و بیارم و گاهی ممکن است کم بیاورد. که از این موارد هم داشته ام. این موضوع در مورد کسانی که پتانسل لازم برای پیشرفت را دارند بیشتر است.


11- شما توقعات خود را به پرسنل می گوئید یا توقع دارید آنها پیش فرض مواردی را رعایت کنند؟
به آنها می گویم. مثل روز اولی که در آزموده کاران آمدم و شروع کردم و گروه که مشخص شد همان اول جلسه گذاشتیم و این موارد را با آنها بررسی کردیم و روشن کردیم و گفتم ضمن اینکه کیفیت حسابرسی را رعایت می کنید، نتیجه لازم را باید کسب کنید. البته این توقع از هر کس در سطح خودش است.


12- شما صبورید؟


بله، خیلی زیاد که متاسفانه گاهی این صبر به ضرر من تمام می شود [باخنده].


13- چه چیزی شما را عصبانی می کند؟


سوءاستفاده از اخلاقم که اکثر اوقات خود خوری می کنم و این عصبانیت به صورت خشم یا درگیری و .... بروز پیدا نمی کند البته به طرف منظورم را می رسانم که کارش اشتباه بوده است.


14- اوقات فراغت خودتان را چگونه می گذرانید؟


من علاقه مندم که از کمترین زمان هم استفاده و تفریح کنم حالا پارک یکی دوساعته یا سفر کوچک یکی دو روزه فرقی نمی کند. مثل مسافرت به شهرهای اطراف.


15- این مسافرت ها با برنامه ریزی است یا خیر؟


گاهی اوقات بدون برنامه ریزی است که فکر می کنم بیشتر هم خوش بگذره البته گاهی هم برنامه ریزی می کنم مثلا برای یکی دو ماه دیگر برنامه ریختم برم مسافرت ولی مسافرت بی برنامه را بیشتر دوست دارم [باخنده] .


16- علاقه شما به کتاب چگونه است؟


کتاب را خیلی دوست دارم. الان که دیگر زندگی بدون کتاب جالب نیست و مفهومی ندارد حالا چه دیجیتال و چه چاپی قبلا کتابهای رمان و پلیسی و جاسوسی و کتابهای فردریک فورسایت را می خواندم که خیلی هم علاقه داشتم.

IMG 20130912 220026 e


17- علاقه شما به موزیک چگونه است؟


علاقه زیادی دارم، بخصوص به سبکهای سنتی مثل کارهای استاد شجریان و آقای حسام الدین سراج را خیلی علاقه دارم و گوش می دهم. ضمن اینکه همه نوع موسیقی نیز گوش می دهم.


18- اهل فیلم چطور؟


بله زیاد نگاه می کنم ولی کمتر فرصت می کنم سینما برم بیشتر هم به فیلم های اکشن و تاریخی علاقه مند هستم.


19- ورزش چطور؟


الان کمتر ورزش می کنم ولی روزی یک بار روی تردمیل می روم و گاهی فرصت می شه پیاده روی می کنم ولی ورزشی را به صورت حرفه ای پیگیری نمی کنم، غیر از موقعی که دبیرستان خوب بسکتبال می رفتم و سانتر خوبی بودم ولی نشد [باخنده]


20- طرفدار چه تیمهایی هستید؟


پرسپولیس و رئال مادرید [باخنده]، البته بایرن مونیخ هم هست.


21- علاقه تان به غذاها چگونه است؟


من با هیچ غذایی مشکل ندارم و همه را دوست دارم.


22- طرفدار مارک یا برند خاصی هستید؟

پارکر، HTC و البته در لوازم صوت و تصویری، سامسونگ و در لباس هاکوپیان.


23- ملاک های فنی در تیم شما چه چیزایی است؟


در کار حسابرسی، به روز بودن خیلی اهمیت دارد. خیلی وقت ها، حتی من به همکاران می گویم، روزی یک ساعت این اجازه را از طرف من دارند در حین انجام پروژه که مطالعه کنند و استانداردها را بخوانند و خودشان را به روز کنند. توقع این را دارم که کسی که می رود و حسابرسی شرکتی که کارش املاک است را می خواهد انجام دهد، استانداردهای 29 و 9 را مطالعه کند.
بیشتر دوست دارم همکاران به روز باشند و با هم هماهنگ باشند و از کسانی هم که غر می زنند اصلا خوشم نمی آید.
کسی از من اولین امتیاز منفی را می گیرد که اولین غر را بزند [باخنده] . بنابراین به روز بودن و رعایت آئین رفتار حرفه ای و ارتباط مناسب با صاحب کار خیلی برایم مهم است و اگر کسی در تیم باعث شود، چه موسسه و چه حرفه صدمه ببیند اصلا خوشایندم نیست.


24- مهمترین خصوصیات یک حسابرس حرفه ای چیست؟


حرفه ای بودنش! موقعیت خودش را بداند و همیشه آینده نگر باشد و فکر نکند که حسابرس فقط کسی نیست که برود یک فرمی را تیک بزند. هر روز باید منتظر یک مورد جدید باشد و دید باز به مسائل داشته باشد.


25- در ایران کمبودهای حسابرسی چه مواردی است؟


این موارد زیاد هستند. این حرفه متاسفانه با توجه به تغییراتی که صورت گرفته است تحت رهبری پیشکسوتانی که انگیزه زیادی در حال حاضر ندارند و بیشتر درگیر کار موسسات خودشان هستند. این حرفه یک مدل هایی در حال درجا زدن است و به ترجمه محدود شده است، به جای آنکه خوب پیشرفت کند و با توجه به شرایط بروز باشد مثال عمده آن در حرفه که البته کسی هم از کشور به فکر حل آن نیست این است که در اقتصادی که بیشتر از 30 سال است حالت تورمی دارد اصلی بنام بهای تمام شده بی معنی است . و ما حسابرسان نیز به آن توجهی نداریم.
مثلا در بورس الان این تلاشها را شما مشاهده می کنید که البته انگیزه های نظارتی خودشان را دارند ولی در حرفه حسابرسی، دوگانگی بوجود آمده است، از یک طرف دولتی ها و کنترل های خاص خودشان و از طرف دیگر مقاومت خصوصی ها که این مسائل بیشتر بروی جنبه مادی تمرکز شده است تا اینکه به جنبه های پیشرفتی و رشد موضوعات . یک جورهایی الان در حال درجازدن هستیم. همان فرایندها و استانداردهایی را دنبال می کنیم که اساتید ما حدود چهل تا پنجاه سال پیش دنبال می کردند و پیشرفت خاصی برای حسابرسی حاصل نشده است به جزء استفاده از تکنولوژی و برخی نرم افزارها در کل نوعی این موضوع تهدیدی بزرگ محسوب می گردد.


26- چرا یک جریان و خون جدید وارد شاخه مدیریت حسابرسی نمی شود؟


خب، فضای زیادی داده نمی شود. شما مشاهده کنید که هیات تدوین استاندارها همه دولتی هستند و در سازمان حسابرسی با ضوابط خاص خودش مستقر است.
به عنوان مثال، برای استخدام در سازمان حسابرسی از هزارکانال باید رد بشوی ، مگر با پارتی بازی آن هم در سطوحی که تاثیرات اجرایی ندارد. مثلا شخصی، فرزند فرد معروفی است وارد اینگونه جاها می شود، ولی او هم وارد قسمتهایی مثل ترجمه می شود و نه هیات تدوین استانداردها.
با توجه به شرایط کشور ما، تغییرات خاصی در استانداردها داده نمی شود و شاید بازبینی هم نمی شود و حتی این بررسی ها هم صورت نمی گیرد. با توجه به این مسائل جوانان فرصت رشد نمی گیرند و با توجه به شرایط مملکت اکثرا دنبال حقوق و درآمد هستند مراجع حرفه ای نیز هیچکدام به دنبال سیاستگذاری های بلند مدت و یا چشم انداز روشنی نیستند و در کشوری با این همه ادعا ما دو مرجع حرفه ای داریم یکی جامع حسابداران رسمی ایران که صرافا به عنوان حرفه یک اتحادیه عمل می کند و مهمترین کارش اعمال نظارت بر اعظایی است که توسط یک ارگان دولتی دیگر صلاحیت آنها تایید می شود یکی هم انجمن حسابداران خبره ایران که بیشتر یک مرکز آموزش است و اجازه سیاستگذاری ندارد البته از تلاشهای این انجمن برای برگزاری دوره های ACCA و CIMA باید تشکر کرد. انجمن حسابرسان داخلی هم تازه شکل گرفته که با توجه به وضعیت عضوگیری سیاست مشخص ندارد.
و شاید عده ای وارد این حرفه شوند و فقط به فکر پول درآوردن و دور گرفتن باشند و به بقیه هم اهمیت نمی دهند. مثل خیلی از موسساتی که باید به عنوان چرخ های این جریان، حرکتی را ایجاد کنند تا بقیه انگیزه های لازم را بگیرند و بقیه احساس نیاز به تغییرات را بکنند. چون این نیاز است که باعث پیشرفت ما می شود.
ایجاد نشدن فضا، سرمایه گذاری نشدن و .... باعث افزایش این موضوعات شده است. موسسات حسابرسی بزرگ هم نداریم. کمتر موسسه ای است که 10 تا شریک باشند و سرمایه گذاری هم برای این موضوعات نمی شود. تقصیری هم ندارند چون، نرخ حسابرسی پائین است و درگیری های خاص خودشان را هم دارند.
در دنیا حداقل 20 مورد انواع حسابرسی داریم، اما این موضوعات در ایران کار نمی شود و بهایی داده نمی شود. تیم های تحقیقاتی نداریم و این مشکلات را زیاد کرده است.

IMG 1324 e


27- دلیل مهاجرت از حسابرسی به اجرا در چیست؟


بیشتر نیاز مالی و کمی شرایط پرکار و فشار حسابرسی است. البته فرمول خاصی ندارد و سر این موضوعات با آقایان بختیاری و فرخ هم زیاد صحبت شده است. همکاران با انگیزه های مختلف می آیند خود من از 77 تا 85 حسابداری کار می کردم و دیدم برای من منفعتی ندارد و باید از این شرکت به آن شرکت کار عرض کنم. راهی بود که آمده ام و باید تا آخر آن می رفتم. آدم اگر می خواهد بقال شود ، باید بقال خوبی باشه و اگر می خواهد ورزشکار باشد ، باید مثل خیلی از ستاره ها مثل علی دایی و بهداد سلیمی شود، نه اینکه بیاید روزمرگی طی کند. من وقتی وارد حسابرسی شدم حقوقم دقیقا از نصف هم کمتر شد.
500 بود شد 230 و با آن شرایط سخت می خواستم ازدواج هم بکنم و باید تصمیم می گرفتم و تا این مقطع شاید ضرر مالی هم داشته اما می دانم از یکی دو سال به بعد آن هم جبران می شود و لذت آن بیشتر می شود.
آدمها 2 دسته اند، خیلی ها می آیند حسابرسی چون پیدا کردن کار در موسسات راحت است. اما با انگیزه خاصی نمی آیند.
برعکس بعضی ها دقیقا می دانند چه می خواهند و مرز موفقیت را زودتر طی می کنند و شاید یکی از ارکان رشد، حسابدار رسمی شدن است که فقط مختص افراد با انگیزه است.
و عده ای هم به حسابرسی می آیند که بعد از 3، 4 سال وارد خدمات مالی شوند، عده ای دیگر هم به حسابرسی علاقه مند هستند و تمرکز می کنند اما خب فرمول خاصی ندارد و هر کسی انگیزه ها و برنامه های شخصی خودش را دارد و به اهداف بلند مدت هر فرد بستگی دارد.


28- میانبرهای رشد در حسابرسی چیست؟


آینده نگری! اگر محدود شوند به روندها و تیک های حسابرسی پیشرفتی وجود ندارد یا خیلی کند می شوند حسابرسی یعنی فکر کردن و آینده نگری مثلا در یک پروژه نتیجه را هدف قرار می دهید تا هم به استانداردهای لازم برسید هم هدف نهایی کسب شود. اگر دید باز داشته باشند هم به حسابرسی هم به پروژه ها خیلی خوب می شود پیشرفت کرد. من روزی که حسابرسی آمدم، برنامه داشتم سرزمان و سال ، حسابدار رسمی قبول شوم و همین کار هم کردم.
من یک سال بیشتر کار روتین و تیک زدنی حسابرسی بیشتر نکردم بعد از آن دنبال این بودم که چگونه یک گزارش خوب حسابرسی را می شود درآورد و پیشرفت های سریعتری داشت. دنبال مواردی بودم که چیزهایی را انجام دهم که روتین ثابت نبود و کاری نبود که همه انجام دهند و کاربرگهایی که همه تیک می زنند من کاربرگ درمیآوردم و حسابی را آنالیز می کردم، همان ایرادی را که بچه ها زمان بیشتری می گذاشتند را من در می آوردم البته بچه هایی که حسابداری خوانده اند و یا کار کرده اند راحتر هستند تا نسبت به افرادی که تازه وارد حسابرسی می شوند.


29- چرا آموزشگاه حسابرسی نداریم؟


چون خیلی به این موضوعات فکر نمی کنیم و در روزمرگی هستیم فکر توسعه و تحقیق و نیاز سنجی نیستیم به حسابرسی به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه دیده نمی شود.
شاید تازه، دانشگاه آزاد این کار را کرده است، که آن هم فقط به اسم این اتفاق افتاده است و سرفصل ها تغییری نکرده است.


30- چه توصیه ای به سرپرستان آینده دارید؟


یک کلام می خواهم بگویم که به همکاران رده های پایین تر اعتماد کنند و از اعتماد مدیران هم سوء استفاده نکنند. سرپرستان باید چشم انداز داشته باشند و به قول فرهاد کاظمی (نقشه راه) ترسیم کنند. ضمن اینکه هر چه دارند به راه های پایین تر انتقال دهند و در آن خسیس نباشند. سختی هم داریم از بزرگان که عنوان می شود مطالبی را که از دیگران یاد می گیریم زکات و مالیات آن را بدهیم. باید برای رده های پایین تر وقت بگذاریم و این مالیات را بدهیم، چون نتیجه کار ما توسط آنها مشخص می شود.


31- آرزوی حرفه ای شما چیست؟


آرزویم این است به قول مرحوم دکتر علی مدد همه فارسی زبانان حسابدار باید یکدست شوند و در دنیا جایگاه خاصی داشته باشند من هم همین آرزو را دارم که روزی در ایران فرا برسد که جایگاه خاص حرفه ای در دنیا داشته باشیم. و وقتی در رابطه با حسابداری می خواهند صحبت کنند اسم ایران هم درآن باشد.


32- اخلاق حرفه ای را چه تعریفی برای آن در نظر می گیرید؟


استقلال! مهمترین مورد در اخلاق حرفه ای آموزش و استقلال و صداقت است این خلاصه اخلاق حرفه است و آموزش حرفه ای و رعایت استانداردها هم در کنار آن است در این حرفه قوانین تعریف نشده اند که آنها استانداردهای حسابداری و حسابرسی است وقتی استاتدارد را رعایت کنیم یعنی اخلاق حرفه ای نیز رعایت شده است.


33- اگر صبح بیدار شوید و معجزه ای قرار باشد رخ داده باشد، آن کدام است؟


دوست دارم وقتی می آیم بیرون ببینم که همه در حال خندیدن هستند [باخنده]


34- اتفاق مهم زندگی شما چه بوده است؟


اول ازدواج بود و بعد تارا، دخترم و بعد قبول شدن در حسابداری رسمی که خیلی برایش برنامه داشتم این 3 مورد خیلی قشنگ بودند.

IMG 20130930 222724 e


35- نقش دخترتان ، تارا در خانواده چقدر بوده است؟


فکر می کنم روحیه من و خانمم را خیلی بالاتر بوده است. قبلا می شنیدم بچه عشق زندگی است، اما الان حس می کنم.


36- تعریف خانواده چگونه است؟


با هم بودن است جدا از تعریف کلیشه ای آن، خانواده وقتی معنی واقعی پیدا می کند که با هم باشند و دوست باشند. من هنگام ازدواج مهمترین پارامتر انتخابم این بود که با همسرم دوست باشم تا اینکه بخواهم دنبال پارامترهای دیگری باشم و یا دنباله روی از ایده ال های مدنظر خیلی ها دولتی و رفاقت مهمترین گزینه برای موفقیت یک خانواده است.


37- خانواده چقدر در روند حرفه ای شما تاثیر داشته است؟


زیاد! این خانواده است که به شما اجازه حرکت و یا نحوه حرکت را می دهد. اگر شما برای امتحان حسابدار رسمی می خواهید مطالعه کنید، این خانواده است که محیط را برای شما آماده می کند خود من وقتی برای حسابدار رسمی می خواندم بیشترین تلاش صورت گرفت تا شرایط ایده آل برای قبول شدن من فراهم گردد و این خیلی مهم است.
خانواده می تواند هم انرژی مضاعف باشد و هم یک دست انداز باشد.

IMAG0059 e


38- چه مواردی به شما انگیزه می دهد؟
موفقیت و پیشرفت! چون شخصا ، بخصوص در کار، بحث مالی خیلی برایم مهم نبوده و کوتاه آمده ام تا پیشرفت کنم و این خیلی لذت بخش بوده است چون چیزای مختلفی از آن یاد گرفتم.


39- چه چیزایی باعث تخریب یک حسابرس می شود؟


فقر اطلاعات و نداشتن انگیزه ، و همچنین بی برنامگی در حرف و عدم شناخت از آن باعث تخریب حسابرس می شود ضمن اینکه فضای کار نیز مهم است. هم صاحبکار و هم همکاران حرفه ای نیز در تخریب و پیشرفت یک حسابرس مهم هستند.


40- و حرف آخر....


به یکدیگر اعتماد کنیم از اعتماد به همدیگر سوء استفاده نکنیم. از همه همکاران موسسه، شرکای دوست داشتنی، مدیران گل و اعظای گروه نیز اینجا به قول معروف کتبا تشکر می کنم و توصیه می کنم قدر این موسسه خوب را بدانند و امیدوارم روزی تمامی همکاران حسابرس که در موسسه هسند روزی یکی از شرکای همین موسسه باشند.

 

نظرات   

 
+2 #26 بهنام 1394-04-11 18:29
سلام خسته نباشید از مصاحبتون لذت بردم من 4سال از بهترین دوران زندگیمو افتخار شاگردی شما راداشتم واز صمیم قلب بهترینهارو براتون آرزومندم فقط یک ایراد بزرگی دارید که سعی کن رفعش کنید آن هم پرسپولیسی بودنت (خنده 4تایی)
نقل قول
 
 
+1 #25 ميرزائي 1394-04-06 09:55
من تعريف ايشون رو زياد شنيدم :يك مدير موفق يه مدير كه همه اعضا گروهش دوسش دارن و من كه خيلي دوست داشتم با ايشون كار كنم و سعادتي نشد تا منم شاگردي ايشون رو در زندگي ام تجربه كنم ولي از خدا ميخوام هميشه موفق و پيروز باشيد.
نقل قول
 
 
+1 #24 ج.اسدي 1393-05-11 10:13
ميخوامت داددددداش خيلي گلي قربون دختر گلت بشم
نقل قول
 
 
+1 #23 ج.اسدي 1393-05-11 10:10
جيگر دادشو و دختر گلش بااين مصاحبه توپش ميخوامت دادددددددداش :eek: :eek: :eek:
نقل قول
 
 
+3 #22 سعیده ناصری 1392-12-22 18:01
برای شما و خانواده محترم آرزوی موفقیت و شادمانی دارم
نقل قول
 
 
+2 #21 مریم عالیوندی 1392-11-25 13:08
از محبت هایی که بهم داشتی فوق العاده ممنونم...انشالل ه پیروز و موفق باشی. :-)
نقل قول
 
 
+7 #20 بهاره فرخ 1392-11-20 07:51
من که سعادت کارکردن با شما رو نداشتم ولی ازتون معذرت میخوام که سر کلاسای آموزشی شلوغ کردم :sigh: وقتی دیدم نوشتین که موقع عصبانیت خودخوری می کنین یاد اون موقعها افتادم و حسابی شرمنده شدم :oops: امیدوارم صورت خودتون و خانوادتون همیشه خندون باشه ;-) :-) :roll:
نقل قول
 
 
+1 #19 الهام قربانی 1392-10-12 16:30
کلی انرژی خوب گرفتم :roll:
سلامتی خودنون و خانواده رو از خدا خواهانم
نقل قول
 
 
+1 #18 سها مهدی 1392-09-07 18:14
سلام
برای شما و خانواده محترمتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم...

ان شالله قسمت بشه بنده هم از علم شما بهره مند بشم...
نقل قول
 
 
+12 #17 محسن اسدی 1392-08-27 05:37
سلام
از لطف و محبت همه دوستان ممنونم . امیدوارم همگی در راهی که پا گذاشتیم به موفقیت برسیم .
نقل قول
 
 
+8 #16 منصوره ذوالفقاریان 1392-08-24 13:05
سلام،
آرامش، صداقت و اعتماد از مهمترین ویژگی هایی هست که برای اعضای یک گروه (در هر زمینه ای) و پیشبرد اهداف آن لازم است که در گروه با مدیریت شما تا حدی این خصوصیات بارز است.
"موفق و سلامت باشید"
نقل قول
 
 
+10 #15 مجید 1392-08-20 17:33
فکر میکنم یکی از بهترین خصوصیت هاتون آرامشی است که دارید و مهمتر اینکه به بقیه انتقال میدید
موفق باشید :-)
نقل قول
 
 
+9 #14 کاهه 1392-08-19 08:48
با سلام و احترام
مصاحبه بسیار خوبی بود
با ارزوی موفقیت روزافزون برای شما و خانواده گرامی
نقل قول
 
 
-5 #13 مصطفي علي ساكي 1392-08-18 08:27
سلام. شما هميشه روحيه خوبتون و به ما هم انتقال ميديد. مصاحبتون صداقت كامل بود، مخصوصا اعتماد داشتن به رده هاي پايين. انقدر خوبيد كه نه گفتن به شما خيلي سخت.
نقل قول
 
 
-3 #12 arezoo ahmadi 1392-08-17 12:49
آقای اسدی مصاحبه شما خوب و عالی بود و امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و شاد و مثل همیشه پر خنده باشید البته در کنار همسر محترم و تارا کوچولو
نقل قول
 
 
+10 #11 رضایی 1392-08-14 10:51
منم براتون آرزوی بهترینها رو دارم آقای اسدی و این افتخار رو دارم که در اولین پروژه رسمیتون در آزموده کاران درسهای خوبی از شما آموختم.
از اینکه پرسپولیسی هم هستین خیلی خوشحالم.
خنده اسیر صورتتون باشه همیشه.
نقل قول
 
 
+10 #10 bahareh 1392-08-13 14:33
خدا تارا براتون حفظ کنه ;-)
موفق و پیروز باشید :lol:
نقل قول
 
 
0 #9 یاشار ا 1392-08-13 12:11
مرسی آقای اسدی عالی بود خیلی استفاده کردم :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :-) :lol:
نقل قول
 
 
-4 #8 حسین محسنی 1392-08-12 15:28
وای خدا!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!! !!! :lol:
تارا چی می گه این وسط....
داشتم می خوندم رسیدم به عکس اش، ترکیدم از خنده....

امیدوارم خودتون و خانوادتون همیشه سلامت باشید آقای اسدی، خیلی مطالب خوب بود و واقعا به من انگیزه و انرژی داد...
نقل قول
 
 
+4 #7 ناهید نجفی 1392-08-12 06:22
خیلی ممنون مصاحبه خوبی بود.

خدا انقدر خوبی رو ازتون نگیره. :lol:
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

کلام بی صدا

معرفی کتاب

eneymes خیلی کم پیش می­آید که پیشگفتار یا مقدمه یک کتاب یا مقدمه مولف و مترجم رو بخوانم. به عنوان یک مبتدی معمولا این نوشت­ها بدون اینکه بخواهم، جهت­گیری...

مصاحبه

تولدمون مبارک !

powered by DPA-ME.com