forumbig

آقای فرهاد کاظمی موقر

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 4.21 (29 Votes)

بسمه تعالی


لطفاً خودتان را معرفی کنید؟


من فرهاد کاظمی موقر هستم ، متولد 14 خرداد 1362 .(البته در منزل فرزام مورد خطاب قرار می گیرم)

 

 

 farhasd

 


لطفاً از تحصیلات خودتان بگوئید.


من در دبیرستان غیرانتفاعی شریف (خیابان نیروهوائی) و در رشته ریاضی فیزیک درس خواندم. در این مدرسه که حدوداً 100 نفر دانش آموز داشت من خیلی شیطون بودم و هیچ وقت نمره انضباطم بالای 15 نبود. بازیگوشی های من روی درسم تأثیر گذاشته بود، البته با اینکه درسم بد نبود ناظم همیشه دوست داشت من رو اخراج کنه ولی چون مدیر من را دوست داشت اتفاق خاصی نمی افتاد. همین بازیگوشی ها باعث شد تا دانشگاه رشته ای که مدنظرم بود قبول نشوم و در نهایت مهندسی صنایع، تحلیل سیستم های شهرستان قبول شدم که البته نرفتم. خواهر کوچکترم حسابداری خوانده بود و باعث شد من از حال و هوای مهندسی خارج بشم.البته سراسری مهندسی قبول شدم اما دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب قبول شدم که همین الان در خدمت شما هستم.


در دوران تحصیل با کسی از همکاران فعلی همکلاس بودید؟

در دانشگاه، با آقای علیرضا شمیرانی و محمد صالح همکلاس بودم.

f12


اگر به گذشته بر می گشتید و دوباره قرار بود وارد دانشگاه شوید، همین رشته را انتخاب می کردید؟


نه دیگه! اون موقع شیطونی نمی کردم و دوست داشتم مهندسی مکانیک بخونم که البته برای همین علاقه، برادرم – فرزاد- را مجبور کردم مهندسی مکانیک بخواند که او هم از این رشته خیلی خوشش نمی آید و قصد دارد فوق لیسانس عمران بخواند.


نحوه آشنایی شما با موسسه آزموده کاران چگونه بود؟


آقای محمدصالح در آزموده کاران کار می کرد و از او تعریف اینجا رو شنیده بودم. اما سال 83 که علیرضا شمیرانی آمده بود و اینجا فرم پر کرده بود، وقتی آقای فرخ با ایشان تماس گرفت علیرضا با من تماس گرفت و گفت فرهاد من نمی توانم برم و تو بیا و جای من به آنجا برو. و اینگونه شد که من سر از اینجا در آوردم.


چقدر به این رشته علاقه دارید؟


الان چون مشغول کار هستم و دیگر سرم به آن گرم شده خیلی علاقه مند شدم ولی موضوع اینه که خیلی جاهای دیگر دنیا هم همینگونه است و ممکن است اون علاقه اولیه وجود نداشته باشه و حتی ممکن است استعداد طرف مقابل هم اینگونه باشه ولی بعداً همه اینها ایجاد می شود. موضوع این است که فکر می کنم که شاید موضوع برای من هم همینگونه بوده و اگر وارد رشته دیگری می شدم این استعداد را نداشتم. به هر حال این خواست خدا بوده که من الان در این مسیر باشم.


ایده آل شما در این رشته چیست؟


الان که موضوع عوض شده و خیلی ها دنبال ACCA هستند ، من هم اینگونه فکر می کنم و یا اینکه اگر خیلی رویایی به موضوع نگاه بشه، جامعه CPA آمریکا که خیلی هم رویایی است چون ورود به امریکا سخت است.
شما برنامه ای برای مدارج عالی تر هم دارید؟
مشکل اساسی من زبان است و اینکه برای ACCA باید برنامه ریزی کنم ولی دوست دارم بخوانم اما برنامه ریزی مدونی هم در کارم نیست.


تجربه کارکردن با شما چگونه است؟


نمی دونم! این رو باید از بچه ها و همکاران بپرسید.
( و ما هم با همکاران صحبت کردیم و آنان اینگونه عنوان نمودند. )


ملاک های فنی و حرفه ای در تیم شما چیست؟


کارشناسان و حسابرسان باید در تئوری قوی باشند و به نظرم کسی که در این زمینه قوی باشد و مطالعات فنی خوبی داشته باشد،می توانیم با او دیالوگ داشته باشیم. حرفه ما مثل مکانیکی است و تجربیات هم در آن نقش مهمی دارد.وقتی ما با مدیران ارشد صحبت می کنیم و او می گوید این موضوع را دیده اید، تئوری آن را من بلدم که جواب می دهم. ولی اگر تجربه همراه با تئوری نباشد ممکن است دیوارها کج بالا بروند.

مهمترین خصوصیت حرفه ای یک حسابرس در کار چیست؟


نظم باید داشته باشد که خودم ندارم. این را بنویسید که خودم ندارم (باخنده) ولی موضوع مهمی است. مثلاً رعایت زمان بندی یا هدف گذاری و برنامه ریزی و مدیریت زمان داشته باشد، مثل مواردی که در کتاب شما بود. چیدمان آن به نظرم جالب و خوب بود. در نهایت به نتیجه ایده آل می رسیم. مثلاً با فشار کاری، اگر نظم داشته باشیم نمی توانیم برنامه ریزی کنیم و به مشکل می خوریم. به نظر من آقای فرخ برنامه ریزی خیلی قوی دارند.همین که موارد کوچک را یادداشت می کند به اوضاع نظم می دهد. من اگر جای آقای فرخ بودم، داغون می شدم.


شما تعادل را بین همکاران رعایت می کنید؟


همکارانی که در گروه من هستند، همگی یک دست هستند و البته کسانی در موسسه هستند که از لحاظ اخلاقیات با من همخوانی ندارند و من نیز نمی توانم با آنها کار کنم. ولی با همکاران فعلی همه یک دست هستیم و همه استقلالی هستیم. باخنده البته به غیر از سیامک جدید.


چه چیزی ممکن است شمارا عصبانی کند؟


دروغ! دروغ خیلی بد است و بعد از آن، باید رازدار باشیم که خیلی بهتر است.


شما دروغ را چگونه تشخیص می دهید؟


من که نمی توانم تشخیص بدهم، بعد از مدتی خودش مشخص می شود و خودم از این بابت ناراحت می شوم.یک اخلاقی دارم که می توانید از همکاران سئوال کنید،که اگر از کسی ناراحت باشم همه می فهمند. حتی این موضوع در سلام و علیک هم مشخص می شود.مثلاً اگر صبح بیایم و با آقای فرخ سلام و علیک کنم ایشان متوجه می شود که از دستش ناراحتم یعنی در چهره من مشخص می شود که با کسی حال می کنم یا خیر. همین موضوع باعث می شود که روش ارتباطی من با آنها مشخص شود که البته خوب نیست آدم باید سیاست داشته باشه که من در رفتارم آنرا ندارم.

f45


شما افراد را زود می بخشید؟


نه! من اگر باکسی سر موضوعی ناراحتی داشته باشم خیلی طول می کشد او را ببخشم. مثل بعضی از دوستان . . . باخنده . البته در خانواده اینگونه نیست مثلاً با فرزاد خیلی باهم برخورد داریم اما زود حل می شود.


کجا شما انسان سخت گیری می شوید؟


من فکر نکنم تا به حال سخت گیری کرده باشم. البته این سوال را بهتر است همکاران جواب بدهند.


چرا یک مدیر سخت گیری می کند و یک مدیر دیگر نه؟


باید ببینید که آیا آن موضوع ارزش سخت گیری دارد یا خیر. مثلاً شما روی مطلبی سخت می گیرید که اصلاً ارزش آن را ندارد ولی مثلاً گاهی موضوعی اخلاقی از کسی می بینید که تذکر می دهید و می گوئید که این کار را نکنید، در زندگی تأثیر دارد. یا به ورود و خروج یک نفر گیر می دهید. مثلاً اگر کسی هر روز زود می آید و دیر می رود و برعکس، در زندگی آینده اش این بی نظمی تأثیر می گذارد. شایدم چند ماهی باشد که طرف مشکل داشته باشد گاهی افرادی هم هستند وقتی به آنها بگوئید این کارتان اشتباه است لج می کند ولی بعضی ها خوششان می آید، مثل خود من.هرچقدر بدی شما از من به خودم بگوئید من خوشم می آید که شما مرا نقد کنید و من آنرا اصلاح کنم. حتی اگر کمک حسابرس باشد . من حتی الان در پروژه ها، به همکاران می گویم که مرا نقد کنند و راجع به کارهای من نظر دهند.


صبور هم هستید؟


نه . . . من اصلاً صبور نیستم. مثلاً در احساسات اصلاً صبر ندارم. اگر از کسی ناراحت بشوم اصلاً صبر نمی کنم و همان موقع به رویش می آورم و به او می گویم. اگر هم اشتباه کرده باشم یا زود قضاوت کرده باشم زود پشیمان می شوم.

Farhad


تا به حال عاشق شدید؟


بله . . . ولی حس جالبی نبود.


اوقات فراغت را چگونه می گذرانید؟


بیشتر به مطالعه کتاب می پردازم و گاهی هم ورزش می کنم. البته گاهی فوتبال هم بازی می کنم. الان با علی آزادیان به فوتبال می روم که البته گاهی هم نمی روم باخنده


به چه کتابهایی علاقه مند هستید؟


کتابهای تاریخی و سیاسی بیشتر می خوانم.


از چه شخصیتی بیشتر خوشتان می آید؟


قبلاً هم به شما گفتم، از ناپلئون خیلی خوشم می آید، البته در تاریخ آدم خبیثی بوده ولی من خوشم می آید.


ورزش مورد علاقه تان چیست؟


شنا را دوست دارم، ولی فوتبال و تنیس را علاقه دارم و می بینم. راستی دیدید نادال حذف شد! باخنده
در فوتبال تیم استقلال و بارسلونا و در تنیس جوکویچ و شاراپوا را دوست دارم.


میزان علاقه تان به موزیک چقدر است؟


من خیلی به موزیک علاقه دارم، البته نه موزیک های فعلی، موزیک های قدیمی.


غذای مورد علاقه شما چیست؟


غذای خاصی را دوست ندارم. کلاً چیز خاصی نیست که هوس کنم، شاید هم آبمیوه.


اتفاق مهم زندگی شما چه بوده است؟


فوت پدرم . . .


اتفاق خوب زندگی شما چه بوده است؟


کلاً کنار خانواده ام، اتفاق خوب زندگی ام است.


خانواده برای شما چگونه تعریف می شود؟


خانواده بسیار مهم است و جایگاه ویژه ای دارد. برادرم خیلی برام مهمه. من همیشه تلاش می کنم که او به بالاترین جای ممکن برسد حتی اگر خودم جایی نرسم مهم نیست ولی همه تلاشم را برای او می کنم که شاید خودش این مسئله را نداند.


چه موضوعی به شما خیلی انگیزه می دهد؟
پیشرفت. این موضوع به من خیلی انگیزه می دهد. اگر ببینم سکون فکری دارم خیلی اذیت می شوم . در زندگی ام هم این موضوع نمایان می شود . مثلاً در یک سال اخیر دارم احساس می کنم در حال درجازدن هستم و اگر ببینم 6 ماه دیگر اینجوریم باید یک حرکتی انجام دهم. اگر حرکتی نکنم فکر می کنم زندگی و روزهای آن تکراری شده است.

نظرتان راجع به پول چیست؟


اگر یکی دوسال پیش می پرسیدید می گفتم مهم نیست اما الان خیلی رفتم به دنبالش و سعی می کنم به هدفم برسم.


پول آدم را به چه چیزی می رساند؟


به چیز خاصی نمی رساند ولی همان جایگاه را حفظ می کند. در مملکت ما از لحاظ اقتصادی اگر یک روز به دنبالش نروی عقب می افتید و الان خیلی به دنبالش هستم. خرید و فروش و کلاً بیزینس.


آیا ممکن است به خاط پول آدم چیزی را از دست بدهد؟


بله، خیلی چیزها. شما اگر پول داشته باشی رشد سریعتری خواهی داشت می توانی کار خودت را گسترش بدهی و . . .نمی دانم به آن فکر نکردم . . . البته ممکن است موقعیتهای شغلی را از دست بدهید، چون ما جهان سومی هستیم. الان به نظر من مردم عقلشان به چشمشان است. اگر جای دیگری زندگی می کردیم شاید چیزی نبود ولی اینجا اینگونه نیست. جای خونه و ماشین در ایران خیلی مهم است. البته از نظر من بی ارزش هستند ولی به هر حال آدم باید خودش را تطابق بدهد.


اگر قرار باشد صبح از خواب بیدار بشی و اتفاق خاصی رخ داده باشد، دوست دارید آن چه باشد؟
غیرقابل چاپ


آرزوی حرفه ای شما چیست؟


اتفاق خیلی خاصی نیست ولی . . . آرزوی حرفه ای من این است که موسسات بین المللی اینجا شعبه بزنند و ما با آنها کار کنیم. واقعاً این موضوع خیلی مهم است و همه چیز درست می شود مثل اقتصاد، فساد اداری و فساد مالی هم درست می شود که فکر می کنم از لحاظ سلامت رتبه 160 جهان هستیم.
یکی از دلایل بحران ها که در زمان جرج بوش در2005 اتفاق افتاد از حسابرسی ها بود. شرکت هایی که ساختمان سازی می کردند و یا سرمایه گذاری ساختمان بودند، به دلیل آنکه درست حسابرسی نشده بودند آن حباب سهامی، بدون آنکه بتوانند بازپرداخت وام های داده شده از طرف بانک ها را پس بگیرند مجبور به مصادره املاک مردم شدند. به دلیل مصادره زیاد املاک مردم قیمت مسکن به شدت افت کرد و چون بازپرداختی صورت نگرفت بانکها ورشکست شدند. اگر در حقیقت یک حسابرسی درستی صورت می گرفت اخطار آن را دریافت می کردند و مسئله زودتر حل می شد.


در کار حسابرسی کاستی های حرفه ای میان کارمندان چه چیزی است؟


کلاً حرفه ای نیستم . همه آماتور هستیم. اساساً حسابرسی در ایران آماتورانه است و همه ما هم آماتور هستیم. کلاً سطح سواد پائین است در این همه مشتری که موسسه دارد، شما 5 یا 6 مدیر مالی قوی خواهید دید. بقیه مدیران مالی ضعیف هستند و همین موضوع باعث تضعیف حسابرسی می شود، چون در آن صورت شما هیچ چالش و رقابتی ندارید. کلاً به نظر من سطح سواد در حرفه ما پائین است، البته شاید بقیه نظر دیگری داشته باشند. و همین موضوع باعث افزایش فساد مالی اداری خواهد شد و به نظرم در این موضوع عوامل دیگری تأثیر زیادی ندارند.


اخلاق حرفه ای را چگونه تعریف می کنید.


توضیح آن سخت است. باید 35 سال دیگر که تجربه من خیلی رفت بالا بپرسید.


میانبرهای حسابرسی چگونه است؟


حسابرسی حرفه جمع و جوری است. اگر خیلی زرنگ باشید 4 یا 5 سال همه چیز را یاد می گیرید و بقیه آن تجربه خواهد بود. به نظرم میانبر خاصی ندارد که مثل نرم افزار یک ایده، ره صد ساله طی کند مثل مارک زوکر برگ که فیس بوک را راه اندازی کرد.


نقش غرور و اعتماد به نفس در رشد کاری چیست؟


اعتماد به نفس موضوع مهمی است، چون آدمی که اعتماد به نفس ندارد موفق نمی شود. کلاً انسان باید نترسد خودم آدمی هستم که در جمع قرار بگیرم ترسی به من وارد نمی شود. حتی اگر 1000 نفر یک جا حضور داشته باشند و راجع به موضوعی بحث کنند، من وارد جمع و بحث می شوم و حتی توانایی آنرا دارم که بحث را هم بگیرم دست خودم. البته اعتماد به نفس نباید کاذب باشد که با غرور مناسب نمی شود. البته غرور چیز خوبی نیست و باعث می شود تا اعتماد به نفس آدم نزول کند و کاذب شود.


کلاس های پیشنهادی شما برای آموزش چه موضوعی است؟


من مثل همان سال اول معتقدم همکاران باید کارها را به صورت تئوری یاد بگیرند. ما در طول هفته، 44 ساعت در کلاس های عملی که همان کارهایمان است حضور داریم بنابراین موضوع باید بیشتر تئوری باشد. به نظرم هیچ حرفه ای اندازه ما کار عملی ندارد. من فکر می کنم کلاس های استانداردی که خودم گذاشتم بهترین کلاسها بود. البته شاید من در اجرا ضعف داشتم ولی کلاس درستی بود. شایدم من خوب اجرا نکردم که بچه ها دوست نداشتند.


به نظر شما بازار مناسب برای سرمایه گذاری چیست؟


در ایران به نظرم بهترین بازار، بخش مسکن است و بعد از آن بورس اوراق بهادار است که به نظرم حرفه ای نیست و آماتور است که با رانت اطلاعاتی میتوان در آن به جاهای خوب رسید.


چه توصیه ای به سرپرستان آینده دارید؟


جوگیر نشوند باخنده و مطالعه داشته باشند.


چه مسائلی باعث تخریب یک حسابرس می شود؟


با خنده بابا من این را نخوانده بودم، کاشکی خوانده بودم که الان جواب بدهم. یک حسابرس نباید قضاوت و نظر اشتباه داشته باشد. 2 تا خطر در حسابرسی داریم. یکی خطر آلفا و دیگری خطر بتا. نظر درست و مقبول راجع به اشتباهی که صورت گرفته است و یا یک نظر نادرست راجع به چیزی که درست اتفاق افتاده است. این در حسابرسی خیلی مهم است. از لحاظ فردی هم بی اخلاقی می تواند بد باشد . رعایت نکردن مفاهیم پایه ای اخلاق و مادیات که باید لحاظ شود

و حرف آخر . . .


بچه های خوبی باشید! باخنده دروغ نگوئید، رازدار باشید. همین!

تجربه کارکردن ; من از ایشان راضی هستم و دوست دارم باایشان همکاریم ادامه داشته باشه. ولی ایشان زود عصبانی میشوند و نمیگذارند کامل حرفتو بزنی . فکر می کنم خیلی تحت تأثیر افراد دوروبرشون هستند.


سخت گیری در کار ; شخصا به بنده استرس میده و استقلال کاری رو از آدم می گیره ولی خیلی خوب کار یاد گروهش میده و هوای گروهش رو داره و کلاً دوست خوبیه و هر کاری از دستشون بر بیاد انجام می دهند.


(ریحانه شیروانی)

 

 ali


تجربه کارکردن ; برای من که خیلی با ایشان صمیمی هستم در قالب رفاقت است و مشکل خاصی باایشان ندارم و رابطه ما خیلی دوستانه می باشد.


سخت گیری در کار ; علاوه بر اینکه خیلی دوستانه رفتار می کند ولی در کار جدی هستند و دقیقاً مو را از ماست بیرون می کشند.


(علی آزادیان)


تجربه کارکردن ; تجربه ی خیلی خوبی کار با ایشان اگر از100 در نظر بگیریم و 95% امتیاز میدم.


سخت گیری در کار ; بازهم از 100 درصد 70% ایشان در کار سخت گیر هستند . بیشتر روی زمان، روی سرفصل ها توی کار حساس هستند.


(آرام صلواتی)


تجربه کارکردن ; خیلی دقیق هستند. من با ایشان 2 بار بیشتر کار نکرده ام و دوست دارم همکاریم با ایشان ادامه داشته باشه و در کل مدیر خوبی هستند.


سخت گیری در کار ; آدم فوق العاده پی گیر و رسیدگی ها به پرونده را به سادگی قبول نمی کنند.


(مجید آقایی)

 

نظرات   

 
0 #18 ميرزائي 1394-04-06 09:51
مصاحبه عالي بود به نظر من آقاي كاظمي يه مدير موفق يه دوست خوب و يه رفيق خوب براي من بود،خيلي مردي مررررررررررررد.
ايشالله هرجا هستي موفق باشي.
نقل قول
 
 
0 #17 متوسلی 1393-07-07 21:39
سلام اقای کاظمی من یکی از همکلاسیهای خواهرتون هستم خیلی دنبالش کشتم اما پیدا نکردمش لطفا ید با من تماس بگیرید من از دوستان دبیرستانشونم لطفا بگید متوسلی هستم
نقل قول
 
 
0 #16 مجتبی 1393-05-12 08:19
:-| خیلی دلچسب نبود
نقل قول
 
 
+1 #15 فرح شهماری 1392-08-17 08:34
آقای کاظمی موقرحرفاتون واقعامتین وموقره.اینقدرخو ب بودکه من مصاحبتونو2بارخو ندم اشاا... بیش ازپیش موفق باشید.
نقل قول
 
 
+3 #14 مجید 1392-07-30 12:04
آقای کاظمی مصاحبتون عالی بود
باعث افتخاره که با شما همکاری میکنم و امیدوارم حالا حالاها ادامه داشته باشه
نقل قول
 
 
+4 #13 اکبر 1392-06-09 20:03
فرهاد جان مییدونی دوست داریم ولی بیا ایرانی بازی در نیار و به بچه ها بگو داستان بورس از جه قراره،یعنی رک و راست بگو چی بخریم؟
نقل قول
 
 
+2 #12 Arghavan oshaghi 1392-05-19 10:27
شما واقعا يكي از بهترين هاي موسسه هستيد اميدوارم هميشه موفق باشيد ;-)
نقل قول
 
 
-7 #11 صبا شیروانی 1392-05-08 12:17
هرچی ارزویی خوب مال شما :)
نقل قول
 
 
+9 #10 رستم پور 1392-05-07 12:04
مصاحبه خوبي بود در ضمن براي بهترين گروه موسسه (اقاي كاظمي)ارزوي موفقيت دارم :-)
نقل قول
 
 
+3 #9 سجاد رضایی سلیمی 1392-05-05 09:41
تا به حال عاشق شدید؟
بله . . . ولی حس جالبی نبود.

چرا؟
اگه به ناپلئون علاقه داری باید اینقدر ادامه بدی تا پیروز بشی و به حس خوب برسی.
یادت نره ما هم دعوت کنی.
پیروز و پایدار و سلامت باشی
نقل قول
 
 
+14 #8 بهاره فرخ 1392-04-22 07:06
افتخار میکنم که تو گروه بهترین مدیر موسسه بودم...کسی که برخلاف خیلیها به چیزی تظاهر نمیکنه و همیشه خودشه و با کسی رودرواسی نداره، پروژه های آقای کاظمی واقعا عالین، هم کار یاد میگیری هم خوش میگذره ;-) از نظر آموزش هم من آقای کاظمی رو قبول دارم :roll: اینا رو چون با اکثر مدیرای خوبمون کار کردم میگم :-)
نقل قول
 
 
+7 #7 حامد 1392-04-22 05:20
کلا فرد دوست داشتنی هستی این خوبه که هیچ وقت از آموزش به دیگران راجع به چیزهایی که میدونی دریغ نمی کنی.میدونم که آدم ثروتمندی هم میشی آرزوی موفقیت دارم اما کاش پرسپولیسی بودی
نقل قول
 
 
+5 #6 سامی 1392-04-20 07:37
برادر بزرگ مایی،
هم دانشگاهی مایی،
افتخار مایی
نقل قول
 
 
+2 #5 Arezoo Ahmadi 1392-04-19 12:28
فرهاد جان مصاحبه ات عالی و ساده و خالصانه بود و امیدوارم همیشه در تمام مراحل زندگی موفق باشی ، درضمن قرمزته :-)
نقل قول
 
 
+4 #4 bahare 1392-04-19 05:34
موفق باشید . امیدوارم به همه ارزوهاتون برسید. ;-)
نقل قول
 
 
+6 #3 اسکندری 1392-04-18 13:00
پرچم استقلالیا بالاشت.پودرین پودر
نقل قول
 
 
+4 #2 یاشار ا 1392-04-18 09:03
مرسی آقای کاظمی خیلی مصاحبه ی خوبی بود. آقای کاظمی فقط غیر ممکنه که غیر ممکنه ایشالا قبولی در cpa
نقل قول
 
 
+2 #1 نیکی 1392-04-18 08:13
آقای کاظمی حرف آخر جالب بود بچه های خوبی باشیم دروغ نگیم،مسواک بزنیم موهامونو شونه کنیم... موفق باشید
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

کلام بی صدا

معرفی کتاب

eneymes خیلی کم پیش می­آید که پیشگفتار یا مقدمه یک کتاب یا مقدمه مولف و مترجم رو بخوانم. به عنوان یک مبتدی معمولا این نوشت­ها بدون اینکه بخواهم، جهت­گیری...

مصاحبه

تولدمون مبارک !

powered by DPA-ME.com