forumbig

iplan 750 130

4 اثر فلورانس اسکاول شین

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (1 Vote)

Eskave

 

خانم فلورانس اسكاول شين در 24 سپتامبر 1871 در يكي ار خانواده هاي قديمي فيلادلفيايي در كامدون نيوجرسي به دنيا آمد. ساليان متمادي در مقام هنرمند( نقاش)، مشاور امور، متافيزيسين و خطيب، نامي بلند آوازه داشت. وي ساليان بسيار در نيويورك به تدريس علوم مابعدالطبيعه پرداخت.افراد زيادي در جلسات درس او شركت مي كردند و او از طريق پيامهاي معنوي خود را به گروه بيشماري مي رساند.

كتاب هاي او نه تنها در امريكا، بلكه در ديگر كشورها نيز از محبوبيت خاصي برخوردار شدند و در اكثر كشورها و حتي روستاها و مناطق دور افتاده مخاطبان زيادي به هم زدند. بزرگ ترين علل موفقيت او اين بود كه همواره سعي مي كرد خودش باشد. ساده، صميمي،مهربان و شوخ طبع. هرگز به دنبال اين نبود كه با كلام اديبانه، خشك و رسمي به زور در روح ديگران نفوذ كند. بنابر اين، محبوب هزاران نفر از افرادي بود كه نتوانسته بودند به شيوه هاي متداول و مرسوم قديمي پيام معنويت را در يابند.

با وجود اين كه عميقا مذهبي بود ولي رفتار بسيار ساده اي داشت و روحاني بودنش از برخوردهايش با مسائل قابل تشخيص بود. در تدريس هرگز تمايل به استفاده از روش هاي فني و دانشگاهي نداشت و همواره از مثال هاي ملموس، عملي و روزمرۀ زندگي استفاده مي كرد.

اسكاول شين پيش از آن كه معلم حقيقت شود، به تصوير گري كتاب ها مي پرداخت. گرچه او درسال 1940 درگذشت، ولي كتاب هايش هنوز الهام بخش، محرك و ماندگار در نزد كساني است كه در فراگرفتن اين علوم تلاش مي كنند.

در بخشي از كتاب اينگونه آمده است: «وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طريق آرزو، ايمان، يا كلام به زبان آمده، مي‌تواند نمايان شود. خداوند آشكارا گفته است كه نخستين حركت را انسان بايد انجام دهد. بخواهيد كه به شما داده خواهد شد. بطلبيد كه خواهيد يافت. بكوبيد كه براي شما باز كرده خواهد شد...»

 

چهار اثر نويسنده كه پيش روي شماست عبارتند از:

1- «بازي و راه و رسم اين بازي»:
بازي
قانون توانگري
نفوذ كلام
قانون عدم مقاومت
قانون كار ما و قانون بخشايش
و....

2- «كلام تو عصاي معجزه گر توست»:
كاميابي
دولتمندي
شادماني
و...

3- «در پنهان موفقيت»:
خشت هاي بي كاه
و پنج تن از ايشان دانا بود
چه انتظار داريد؟
و...

4- «نفوذ كلام»:
حربه هاي ناشناخته
اينك به تو قدرت مي دهم
قوي باش و نترس
عظمت خداوند
و...

 

 

"در خلال یک نبرد بزرگ,فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت.
فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت ولی سربازان وی دو دل بودند.

فرمانده سربازان را جمع کرد ,سکه ای از جیب خود بیرون آورد , رو به سربازان کرد و گفت : سکه ای را بالا می اندازم,اگر رو بیاید پیروز میشویم و اگر پشت بیاید شکست میخوریم.

بعد سکه را به بالا پرتاب کرد.سربازان همه به دقت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید.
سکه به سمت رو افتاده بود.
سربازان نیروی فوق العاده ای گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند.
پس از پایان نبرد,معاون فرمانده نزد او آمد و گفت:قربان,شما واقعا میخواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟
فرمانده با خونسردی گفت:بله و سکه را به او نشان داد..."هر دو طرف سکه رو بود"

همه سکه های زندگی ما رو هستند اگر ما بخواهیم ..."

 

"هیچ‌کس چیزی به‌آدمی نمی‌دهد مگر خود او. و هیچ‌کس چیزی از آدمی دریغ نمی‌دارد مگر خود او. «بازی زندگی» یک بازی انفرادی است. اگر خودتان عوض شوید، همه اوضاع و شرایط عوض خواهدشد."

 

 

نظرات   

 
+1 #1 سامی 1392-10-16 08:26
تشکر از بابت معرفی این اثر.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

کلام بی صدا

معرفی کتاب

eneymes خیلی کم پیش می­آید که پیشگفتار یا مقدمه یک کتاب یا مقدمه مولف و مترجم رو بخوانم. به عنوان یک مبتدی معمولا این نوشت­ها بدون اینکه بخواهم، جهت­گیری...

مصاحبه

تولدمون مبارک !

powered by DPA-ME.com