forumbig

iplan 750 130

مقاله های تخصصی

مصاحبه آقای بختیاری با مجله حسابرس - قسمت دوم

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (3 Votes)

DSC 1279 resize resize

 

 

یزدی
جذب کار توسط موسسه ها عمدتاً نه به نام موسسه ها بلکه به نام شرکاست
در این مجموعه مقررات که اشاره شد ، اصول لازم برای فعالیت موسسه های حسابرسی تعریف شده وموسسه ها باید در چارچوب آن مقررات فعالیت هایشان را انجام دهند . به اعتقاد من آنچه که ما داریم ، با توجه به اینکه کسانی که این مقررات را تدوین کرده اند اهل حرفه بوده و اصول حاکم بر حرفه دردنیا را می شناختند حتماً کار تطبیقی انجام داده اند .لذا مقرراتی را تدوین کرده اند که تا آنجا که امکان پذیر بوده متناسب با شرایط ما باشد وتفاوت مهمی با مقررات کشور های پیشرفته نداشته باشد .بطور نمونه ، درمقررات جامعه حسابداران رسمی ایران هم بحث خود انتظامی ونظارت درونی دیده شده است وهم بحث نظارت مستقل بیرونی از جانب جامعه وهیئت عالی نظارت جامعه .
من فکر میکنم در شرایط فعلی بهترین پیش بینی ها در مقررات فعلی ما در نظر گرفته شده است وبدیهی است در طول زمان هم دوره تکاملی خود را طی میکند . کما اینکه بعد از گرفتاری های مربوط به فساد مالی شاهد بودیم که اختیارات هیئت عالی نظارت در اساسنامه جدید ویک مصوبه بعدی افزایش یافت ودر واقع نقش نظارت دولت بر جامعه حرفه ای تقویت شد ، امری که در کشورهای پیشرفته هم علاوه برخود انتظامی به این سمت رفته اند که یک تشکیلات دولتی ازبیرون نظارت برحرفه را برعهده داشته باشد ، درمقررات جامعه حسابداران رسمی ایران هم نظارت بخوبی دیده شده ضمن اینکه در شورایعالی جامعه ، نماینده بورس وزیر اموردارایی وبانک مرکزی حضور دارند و در تعامل مشترک میباشند .به تازگی یک هیئت هماهنگی هم برای رفع مشکلات جامعه در وزارتخانه ایجاد شده است . به نظر من ما ابزار لازم ومناسب را برای ایجاد و راهبری ونظارت بر موسسه های حسابرسی داریم .


نظری
اکنون به این موضوع بپردازیم که آیا نظارت دولتی میتواند مفید باشد؟


یزدی
من اعتقاد دارم نظارت از درون حرفه باید شکل بگیرد ولی اعتماد عمومی به نوبه خود اهمیت دارد. اعتمادعمومی به این موضوع بستگی دارد که ما چگونه وظایف خود را بعنوان حسابدار رسمی انجام میدهیم و چگونه نظارت میشویم .

DSC 1053 resize resize
صفار
ولی دولت علاوه بر هیئت نظارت هیئت ویژه هم تشکیل داده که بعضی عقیده دارند که ناقض استقلال جامعه حسابداران است .


یزدی
توجه بفرمائید که هیئت ویژه نظارت نمیکند . به گزارشهایی که به وزیر امور اقتصاد ودارایی میرسد ، در صورت ارجاع رسیدگی میکند و این از اختیاراتی است که طبق قانون به دولت داده شده است . به هر حال وضع این مقررات بانیت کمک به حفظ استقلال جامعه وضع شده است .


صالح
اشاره شد که مقررات به انداز کافی داریم شاید به اندازه کافی مقررات نظارتی داشته باشیم ولی مقررات ولی مقرراتی که برای ایجاد یک موسسه ساختار محور نیاز است ، نداریم .
اگراین مقررات وجود میداشت شاید وضعیت قدری بهتر بود .مثال ساده ای میزنم .اگر کسی بخواهد یک مغازه ایجاد کند و به کسب وکار ساده بپردازد ، لازم است شرایط تعیین شده از طرف صنف مربوطه را داشته باشد و وجود این شرایط قبل ازراه اندازی احراز شود ، مثلاً محیط زیست میرود اول ساختمان محل کار را کنترل میکند که یک سری شرایط را داشته باشد. در صورتی که در وضعیت فعلی به لحاظ قانونی یک حسابدار رسمی میتواند حتی آدرس منزل خود را بعنوان محل فعالیت معرفی کند .
مطلب دیگر این که به جزیره ای بودن موسسه ها اشاره شد که اصطلاح رایجی است . من اعتقاد دارم اگر لزوم فعالیت موسسه ها را بر مبنای ساختار محوری بپذیریم، جزیره ای بودن مشکلی نیست و میتواند بخشی از یک ساختار تعریف شده باشد . موسسه های بین المللی هم به نوعی جزیره ای هستند ودر شهر های مختلف دنیا فعالیت میکنند. منتها همه در چاچوب یک ضابطه تعریف شده براساس مقرراتی که همه اعضای موسسه آن را قبول دارند . جزیره ای بودن به این معنی که هرشریکی کار خودش را بدون لزوم رعایت ضوابط یکسان درسطح موسسه انجام دهد . این امر بطور قطع مضر و ناثواب است اما اگر در چارچوب مشخص و تعریف شده و قابل قبولی باشد، می توان حتی خوب هم باشد .


صفار
اگر چند نفر با هم بخواهند موسسه هایی تشکیل بدهند تجربه های آنها متفاوت است. سن متفاوت است. یکی انفرادی کار میکرده است. دیگری کارمند یک موسسه بوده است، در آغاز و شروع کار ، یکی ده کار همراه خودش می آورد یکی پنج کار و سومی هیچ. چه برخوردی باید کرد تا این تفاوتها مانع شکل گرفتن و جزیره ای بودن موسسه نشود؟

 

DSC 1034 resize resize
بختیاری
البته در همه موسسه ها به این ترتیب که اشاره شد ، یعنی اینکه هر شریک برای خودش کار کند ، کار نمیکنند . در بسیاری از موسسه ها ، با هر تعداد شریک ، همه در یک پیکره واحد کار می کنند. به نظر من این موضوع به دیدگاه شرکای موسسه برمیگردد . ابتدا به این نکته اشاره کنم که در بین موسسه های بین المللی موسسه ای وجود ندارد که چنین سیستمی کار کند، اما موسسه ها در جای جای شهر می توانند دفتر های مختلفی داشته باشند که تا سطح قاره هم این گستره ادامه پیدا می کند . شریکی در لندن نشسته است شریکی دیگر در زامبیا ؛یکی از طرف دیگری امضا می کند و مشارکت تضامنی هم با یکدیگر دارند ، در تعهدات هم خود را دخیل می دانند . عکس این وضعیت هم وجود دارد به این صورت که دو شریک می توانند کاملا از یکدیگر مستقل باشند ، حتی اگر در زیر یک چتر با هم کار کنندو هر یک به صورت مستقل برای خودش امضا میکند .
شرایط داخلی ما بسیار متفاوت است . نمی توان گفت کدام روش صحیح است . موسسه های شریک محور به طور قطع مربوط به کسانی است که عنوان پیشکسوت حرفه را دارند . طبیعی است که این افراد که با نام پیشکسوتان حرفه از آنها نام می بریم نمی تواند با حسابرس خودش که امتحان جامعه را گذرانده و امروز به عنوان حسابدار رسمی که از نظر تجربه ، 30 سال از او عقب تر است ، کار کند و طبیعی است که سکان تشکیلات را باید ناخدایی در دست داشته باشد که توانایی داشته باشد هم موسسه ، هم حرفه ، استانداردها ، پاسخگویی به محافل حرفه ای ، پاسخگویی به شرکت ، همه را در سطحی متوازن رهبری و هدایت کند . اینها مسائل داخلی موسسه هاست و شرکا خودشان در مورد اصول حاکم بر موسسه تصمیم می گیرند. در این زمینه هم هنوز دستور العملی از سوی هیچ مرجع حرفه ای صادر نشده که مقررات داخلی موسسه را تعیین کند. بنابراین مناسبات داخلی موسسه بر عهده شرکای موسسه قرار داده شده است. به نظر نمیرسد که این موضوع اکنون واقعا مشکل ما باشد تا بخواهیم به آن بپردازیم . این مسایل درونی موسسه ها است و اثرات بیرونی ندارد چرا که در هر حال در پاسخگویی به مراجع بیرونی و قانونی ، موسسه ها یک شخصیت واحد قلمداد می شوند و هر شریک نمی تواند خود را مستقل از موسسه بداند.


نظری
به نظر شما مناسب ترین مرجع نظارت بر موسسه ها کدامست؟

DSC 1062 resize resize
صالح
من صد در صد مخالف نظارت دولتی هستم. افرادی باید بر حرفه نظارت داشته باشند که از درون حرفه آمده و تجربه عملی داشته باشند که امروز تبلور آن ارکان مختلف در جامعه حسابداران رسمی دیده می شود. من در مورد حد و اندازه و کیفیت و تشکیلات نظارتی جامعه بحث نمی کنم ، بلکه معتقدم که فقط جامعه حسابداران رسمی در سطح بسیار گسترده و قوی می بایست مرجع نظارت بر موسسه ها باشد .

صفار
بورس، سازمان حسابرسی و بانک مرکزی سه مرجعی هستند که به نوعی بر حرفه نظارت دارند و هر یک به روش خودش. بورس یک سری ضوابط نظارت برای شرکتهای پذیرفته شده دارد، بانک مرکزی یک سری ضوابط نظارت بر بانکها دارد و سازمان هم به دلیل قدرت تدوین استاندارد بر کار حسابرسان تاثیر دارد.


به نظر شما چه مراجعی هم اکنون بر موسسه ها نظارت دارند و نظارت آنها تا چه اندازه مفید و سودمند است؟

فکر میکنم که جامعه حسابداران رسمی ایران مناسب ترین مرجع برای نظارت باشد چون حرفه ای تر است. یعنی مهمترین مرجعی است که صاحبنظران حسابرسی درآنجا جمع شده اند . اگر نظارت متمرکز نباشد و بخشی شود آن وقت نظارت هم گوناگون و متعدد می شود. من فکر می کنم که بیش از حد بر نظارت تاکید شده و نظارت بیش از اندازه است که این موضوع موجب مشکلاتی هم شده است.
سازمانی وقتی برای خودش یک نام تعیین می کند، یک سری ارزشها را نیز حاکم می کند و آن ارزشها و یا آن نام بالاتر از اشخاص داخل سازمان خواهد بود. ما هنوز فردگرائی و مقررات بیش از حد داریم. شاید همین مسئله اختلاس که اتفاق افتاد اگر گزارشها به جای دیوان محاسبات یا بازرسی کل کشور به مدیریت شرکت داده می شد و خود مدیریت با آنها قدری بازتر بر خورد می کرد می توانست آن را سازماندهی کند . خود مدیریت شرکتها با این نظارت ها ی بیش از حدی که روی شرکتها می شود، خودسانسوری را به عهده گرفته اند. گاهی می شنویم که نام شرکتها به قیمت چشمگیری خرید و فروش می شود ولی نام کدامیک از موسسه های حسابرسی بدون اشخاص آن ارزش دارد؟ به نظر من ارزش هر موسسه حسابرسی باید در نام آن موسسه باشد ؛ یعنی کیفیت کار، صداقت ، و همه چیزهایی که در نام موسسه گذاشته شده است . اگر خود را با موسسه های بزرگ بین المللی مقایسه کنیم می بینیم که ما بیشتر بر اشخاص نظارت میکنیم ، نظارتمان شخصی است ، موسسه ها یمان شخصی است و کمتر شکل سازمانی دارد .

صفار
از نظر کیفیت، موسسه ها ی حسابرسی را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا می توانیم طبقه بندی از وضعیت کیفی موسسه ها ی حسابرسی ارائه کنیم. در ضمن اگر موضوع حسابرسی در محیط شرکتهای سهامی عام که منافع عمومی در آنها مطرح است معنی می دهد این که بسیاری از شرکت های ما حتی برخی شرکتهای سهامی عام بیشتر جنبه خصوصی دارند و در بسیاری از شرکتهای ما مالکیت از مدیریت جدا نیست و ویژگی لازم به عنوان یک واحد اقتصادی با منافع عام را ندارند چه تاثیری در بحث ما دارد؟


بختیاری
کیفیت کار موسسه ها ی حسابرسی خیلی مطرح نیست چون حاصل کار گزارش حسابرسی است که برای صاحبکاران چندان ملموس و تعیین کننده نیست. به خصوص اینکه بیشتر صاحبکاران اصولا به دنبال کیفیت نیستند و نمی خواهند کار با کیفیت انجام شود. از همان ابتدا که راجع به حق الزحمه صحبت می شود موضوع استانداردها و کیفیت کار نادیده گرفته می شود. زمانی که یک موسسه حسابرسی قوی در آستانه گرفتن یک کار 100 میلیون تومانی قرار می گیرد با مدیران و شرکایش بحث می کند جلسه تشکیل می دهد که اصلا می تواند این کار را انجام بدهد یا خیر می توان تعهدات را در دوره زمانی تعیین شده انجام داد یا خیر.
موسسه هایی وجود دارد که به این داستان هرگز توجه نمی کنند و اصلا توانستن یا نتوانستن موضوع بحث نیست! بحث این است که چگونه کار را بگیرند و چه ترفند هایی به کار برند تا بفهمند موسسه دیگر چه قیمتی داده است. بنابراین موسسه از ابتدای کار با یک چنین محدویتی مواجه است. بار ها و بارها این حرف را از صاحبکاران مختلف شنیده ایم که گفته اند: "ما حرف شما را می فهمیم ولی حسابرس دیگری که عضو جامعه حسابداران رسمی هست عین شما امضا می کند ، مهر می کند ، جلدش هم از جلد گزارش شما خوشگل تر است ، حاضر است اینقدر بگیرد". این مباحث کاملاً نشان می دهد که عمده مشتریان به جز گروه های بزرگ که کم کم اصولی برای انتخاب حسابرس به کار می گیرد ، حسابرسی را به عنوان یک هزینه و الزامی قانونی قلمداد می کنند .
برگردیم به داخل موسسه حسابرسی . موسسه های حسابرسی که واقعا صاحب حرفه و دارای اعتقاد هستند و تعداد آنها بسیار معدود است ، خود را در این مسیر درگیر نمی کنند و تنها کارهایی را انجام میدهند که بتوانند کیفیت کار موسسه را ، ولو اینکه از استانداردهای ایده آل فاصله داشته باشد ، حفظ کنند.
خروجی موسسه حسابرسی در واقع در گزارش حسابرسی متبلور می شود و مرجعی که موضوع کیفیت را امروز بررسی می کند، بطور عمده جامعه حسابداران رسمی و پس از آن سازمان بورس است که این اواخر حساسیت های بیشتری نسبت به گذشته نشان داده و خیلی هم سختگیری کرده است.


بدون تردید ، سطح کیفی عملیات در موسسه های حسابرسی به شدت پایین است ؛ فارغ از اعداد و ارقام و آمارهای که استخراج و اعلام می شود . جامعه حسابداران رسمی آنچه که در توان دارد برای نظارت به خرج داده و با جدیت فوق العاده بالا هم این کار را انجام می دهد . اما در همین چرخه ما می بینیم که به خیلی از کارها بسیار بسیارساده نگاه می شود ، موسسه های هستند که مثل آب خوردن از فیلتر کنترل کیفیت جامعه عبور می کنند و بر عکس در برخی از موسسه ها کار کنترل کیفیت با توجه به استانداردهای و جدیت کامل انجام می شود که فارغ از اینکه چه نتایجی ایجاد می شود و چقدر برخورد و درگیری در موسسه ها به وجود آمده و یا ایجاد شده ، فوق العاده کار پسندیده ای است و به نظر من اگر این اسطاعت وجود داشته باشد که این نوع برخورد و نگرش را تسری دهند و استمرار بخشند و کل موسسه ها را پوشش دهند ، قطع به یقین در آینده کیفیت موسسه های حسابرسی بسیار روشن و از سطح قابل قبولی برخوردار خواهد بود ، اما نه امروز ! گو اینکه امروز نسبت به گذشته کیفیت رشد نموده است.

DSC 1090 resize resize
صالح
من می خواهم بحث نظارت را دوباره مطرح و به نوعی آن را به کیفیت مرتبط کنم . حقیقت این است که ما راحت ترین شکل و روش های نظارتی را انتخاب می کنیم . عموماً برای مرجع نظارتی ساده ترین روش باشد. برای مثال سازمان بورس موسسه های معتمد خود را انتخاب می کند و تنها پذیرفته شدگان می توانند کار حسابرسی شرکتهای بورس را انجام دهند .
تا آنجا که من اطلاع دارم در جوامع دیگر به جای انتخاب موسسه معتمد بورس ضوابطی جایگزین و بنیادی وضع میشود که بر اساس آن نیازی برای گزینش موسسه های معتمد بورس وجود ندارد. از یک مرجع خارجی پرسیدم که آیا شما حسابرس معتمد بورس دارید و انتخاب آنها چگونه انجام می شود.
گفتند به آن شکلی که شما دارید نه ، اما روش های جایگزین داریم . به دلیل هزینه بالا چهار ، پنج موسسه کارهای بورسی انجام می دهند و اگر موسسه ای کوچک کار بورس انجام دهد و خطایی مرتکب شود چنان جریمه ای را باید بپردازد که از توان او خارج است. بنابراین ، هر موسسه ای جرات نمی کند بدون داشتن توانایی کافی ، کار حسابرسی را بپذیرد.
به عبارت دیگر ، مراجع نظارتی ما ضوابط پذیرش موسسه ها را تعیین می کنند در حالی که درسایر جوامع کیفیت گزارش حسابرسی ضابطه ای اصلی است و اگر کوتاهی شد بهای آن باید پرداخت شود .
در ارتباط با بحث کیفیت ؛ مراجع نظارتی ما موسسه ها را به صورت بنیادی نگاه نمی کنند ، ضمن اینکه مشکلاتی هم داریم که اصلا تعریف کیفیت چیست ، کنترل آن چگونه است . ما حتی اغلب در ارتباط با استانداردها رهنمودی نداریم که بتوان فهمید مفهوم استاندارد چیست و چگونه باید اجرا شود. این کاستی ها باعث می شود که برخوردها در موسسه ها متفاوت باشد . روش نظارت بنیادی نیست و ضوابط ایجاد کیفیت و بعد هم نظارت ، هیچ کدام به صورت سیستماتیک و بنیادی مشخص نشده است . هر ساله دستکم تا دوره گذشته ، جامعه حسابداران رسمی گروه هایی را مامور کنترل وضعیت و کیفیت کار موسسه های حسابرسی میکرد. من به جرات می گویم که تاکنون نحوه انجام کار حرفه ای ، نحوه تشکیل پرونده ، و رعایت استانداردها، کمتر مورد توجه بوده است . شاید سال آخر کمی جدی تر با قضیه برخورد شده است . اگر بخواهیم کیفیت را بالا ببریم ، باید در روشها و ضوایط نظارتی تجدید نظر شود.

DSC 1050 resize resize

 

 

نظرات   

 
0 #1 پترو آوان 1393-06-08 07:54
مطالب سایت بسیار آموزنده و مفید است.
با سپاس
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

کلام بی صدا

معرفی کتاب

eneymes خیلی کم پیش می­آید که پیشگفتار یا مقدمه یک کتاب یا مقدمه مولف و مترجم رو بخوانم. به عنوان یک مبتدی معمولا این نوشت­ها بدون اینکه بخواهم، جهت­گیری...

مصاحبه

تولدمون مبارک !

powered by DPA-ME.com